(چهاردهم ـ 1؛ وفات 1360) را تقديس و پروخوروس را تكفير كرد. پروخوروس اندكي پس از آن 1368/1369 در حالي‌كه هنوز نسبتاً جوان بود، در منتهاي ناكامي از دنيا رفت‌، بدون آن‌كه‌ تدهين و تشييع شود و بي‌آن‌كه در گور شايسته‌اي جاي گيرد.
مهم‌ترين اثرش‌: 1) رساله‌اي است كه قبلاً به گريگوريوس آكيندينوس (چهاردهم ـ 1) نسبت‌ داده مي‌شد. اين رساله در شش باب است‌، ولي هيچ نسخه‌ٴ كاملي از آن به‌دست نيامده است‌. بخش‌هايي از باب‌هاي سوم و پنجم در دست است‌؛ باب‌هاي اول‌، دوم و چهارم را كاملاً مي‌شناسيم‌؛ باب چهارم يكسره به بحث در نور غيرمخلوق كوه طبريه اختصاص دارد و گاه آن را تأليف جداگانه‌اي در نظر مي‌گيرند. تمام رساله تا حد بسيار زيادي از رد بر اُمَم‌ِ ضالّه و هم‌چنين از رساله‌ٴ الٰهيات و مسائل قابل بحث اقتباس شده‌است‌. به نظر مي‌رسد كه پروخوروس از ترجمه‌ٴ رد براُمَم ضالّه‌ٴ برادرش استفاده نكرده‌، بلكه متن لاتيني يا ترجمه‌ٴ ديگري از آن در اختيارش‌ بوده‌است‌. درهر صورت از اين لحاظ بسيار جالب است كه نفوذ آثار قديس توما را در دنياي‌ يوناني زبان آن عصر نشان مي‌دهد؛ هرچند اگر از روي نسخه‌هاي خطي داوري كنيم‌، اين نفوذ بسيار محدود بوده است‌.
تكفير پروخوروس وقتي قابل درك است كه در نظر بگيريم نهضت هِسيكاسم دست‌كم‌ تاحدي طغياني بود بر ضد نهضت مدرسي غرب‌، كه او سعي در معرفي‌اش داشت‌. دعواي اصلي‌ ميان راهبان و غيرراهبان كليساي ارتدكس نبود، بلكه بيشتر ميان آيين ارتدكس و عرفان از يك‌ طرف و روشنفكري معتدل علماي ديني غرب به‌ويژه قديس توما از طرف ديگر بود.
پروخوروس دست‌كم سه رساله‌ٴ ديگر عليه هِسيكاستيان و پالاميتيان نوشت‌؛ 2) پدري و فرزندي در مورد خدا، كه به معاصر او يوآنس قبرسي منسوب است‌؛ 3) رساله‌اي در رد پالاميتيان‌ كوه مقدس درباره‌ٴ نكات اصلي مورد نزاع‌، از قبيل نور طبريه‌، عمل آسماني‌، و غيره‌؛ 4) اثبات و نفي در رد الٰهيات و در ظهور [يا تجلي‌] خداوند بر فراز كوه‌. در اواخر عمرش دفاعيه‌ٴ محكمي از زندگي و عقايد خويش خطاب به فيلوتِئوس نوشت و اين پس از محكوم‌شدنش به‌وسيله‌ٴ او (آوريل 1368) بود. يكي از نسخه‌هاي خطي آن به برادرش دمتريوس نسبت داده‌شده‌، ولي‌ بيشتر احتمال دارد كه آن را خودش نوشته‌باشد.
مهم‌تر از همه‌ٴ اينها ترجمه‌هاي پروخوروس از لاتيني به يوناني است‌: 1) مقدمه‌ٴ هيرونيموس‌ (قديس جروم‌) بر وولگات (چهارم ـ2)؛ آثار مختلف قديس اوگوستين (پنجم ـ 1)؛ 3) مقاله‌ٴ اول‌ و دوم درباب مقولات مختلف بوئتيوس (ششم ـ 1)؛ سه متن از قديس توماي آكويني (سيزدهم‌ ـ2)، درباب قديم بودن عالم‌، 82 اصل استخراج‌شده از رساله‌ٴ الٰهيات‌، مقدمه بر شرح وي بر مابعدالطبيعه‌ٴ ارسطو. انتخاب اين متون درخور اهميت است‌؛ پيداست كه پروخوروس مشتاق‌ بود آثار برگزيده‌اي از مابعدالطبيعه و الٰهيات غربي را بگيرد.